Home
Contact
Account Setting
Siet Rss
Me in Twitter
Me in Youtube
Me in Facebook

Stories / گاه نوشته

Print
Share in The Twitter
Share in The Facebook
Like: [2]
May Fri 18, 2018

چقدر ماه رمضان را دوست دارم. چقدر احساس خوبی دارد. چقدر سبک می شوی از خیلی چیزهایی که سنگینت می کند. لحظات سحر، لحظات افطار، و من هنوز هم در این لحظات، حس غریبی دارم. سال گذشته برای اولین بار، امکان روزه شدن را بنا بر توصیه پزشکی صلب کردند. امسال نیز، چنین اجازه‌ای داده نشد اما دیگر نمی‌شد. حسی بی‌نهایت تلخ برای من دارد لحظه لحظه روزه نبودن در ماه رمضان. دلم برای تمامی این لحظات تنگ شده بود. فشار زیادی بر من وارد می‌شود که در لحظه افطار به اوج خود می‌رسد، اما نمی‌تواند مانع روزه نشدنم شود! روزه برای من چیزی فراتر از یک دستور دینی است. و چقدر لحظه افطار با شکوهست...

روز اول این ماه رمضان، در جمع عزیزانی به زیباترین شکل گذشت و به یاد ماندنی ترین اردوی معماری را رقم زد. افطاری‌ای بسیار متفاوت در روستایی در کنار آتش شومینه با آن هوای جادویی. همه به احترام یکدیگر روزه شده بودند و سختی آن را تحمل کردند. از زیباترین روزهای به یادماندنی برای من در ماه رمضان شد که بی شک خاطره‌اش برایم ماندنیست.

مدتی است تغییرات جدید در زندگی‌ام آغاز شده و ساز و تغمه‌ی تازه‌ای به گوش می‌رسد. از تغییرات جدید اینکه بعد از چند سال، مجدد در جمع عزیزان هنرجو و همراه قرار گرفتم. فعالیت‌های کلاسی گسترش داده شد و فعالیت‌های کاری جدید آغاز شده است. تغییراتی هم در زندگی ام در حال وقوع است. از بزرگترین تغییراتی که البته برای هرکسی بزرگ است و زندگی‌ام در مسیر کاملا تازه‌ای وارد می‌شود. به هر صورت، روزهای زیبایی است که این را از برکت ماه مبارک رمضان و دعای خیر شما عزیزان می دانم.

Back - Top